ترجمه "bobsled" به فارسی
سورتمه, در مسابقه ی سورتمه سواری شرکت کردن, سورتمه سواری کردن بهترین ترجمه های "bobsled" به فارسی هستند.
bobsled
verb
noun
دستور زبان
The sport of travelling down a bob track as fast as possible. [..]
-
سورتمه
Then I saw them coming down that hill faster than a pack of buzzards on a bobsled.
بعد ديدم که از تپه پايين مي اومدن... انگاري که روي سورتمه بودن.
-
در مسابقه ی سورتمه سواری شرکت کردن
-
سورتمه سواری کردن
-
ترجمه های کمتر
- سورتمه ی دو ترکه
- سورتمه ی فلزی دارای دو جفت تیغه
- سورتمه ی کوچک
- مسابقه ی سورتمه سواری (bobsleighهم می گویند)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bobsled " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن