ترجمه "boding" به فارسی
آمد و نیامد, اخطار, بدفرجام بهترین ترجمه های "boding" به فارسی هستند.
boding
adjective
noun
verb
دستور زبان
An omen, a prediction of disaster, a portent. [..]
-
آمد و نیامد
-
اخطار
noun -
بدفرجام
-
ترجمه های کمتر
- بدیمن
- تحذیر
- تَطَیِّرها، نفوس بد ردن، شگون بد
- دلهره
- شوم
- شگون
- فکر قبلی
- یمن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " boding " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "boding" با ترجمه به فارسی
-
از پیش آگاهی دادن · حاکی بودن · دلالت داشتن · شگون داشتن · قبلا اعلام کردن · نشانه بودن · پیشگویی کردن · یمن داشتن (یا نداشتن) · یکی از دو زمان گذشته ی فعل : bide
-
تَطَیُّر، فال بد زدن، شگون بد زدن
-
بد شگون · بد طالع · بد یمن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن