ترجمه "body forth" به فارسی

جسم دادن, متضمن بودن, مجسم کردن بهترین ترجمه های "body forth" به فارسی هستند.

body forth verb

represent in bodily form; "He embodies all that is evil wrong with the system"; "The painting substantiates the feelings of the artist"

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • جسم دادن

    verb
  • متضمن بودن

    verb
  • مجسم کردن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " body forth " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "body forth" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه