ترجمه "bodywork" به فارسی

بدنه ی اتومبیل و طرح و شکل آن, ساختن یا تعمیر اتاق و بدنه ی اتومبیل (body work هم می نویسند) بهترین ترجمه های "bodywork" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: I need some bodywork done. ↔ يه نفر رو مي خوايم که کارش خوب باشه

bodywork noun دستور زبان

The exterior body of a motor vehicle. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بدنه ی اتومبیل و طرح و شکل آن

  • ساختن یا تعمیر اتاق و بدنه ی اتومبیل (body work هم می نویسند)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bodywork " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "bodywork" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

I need some bodywork done.
يه نفر رو مي خوايم که کارش خوب باشه
Waiting for James to mend his bodywork, again, meant my bodywork started to go off.
منتظر جیمز بودیم تا دوباره ماشینشو درست کنه