ترجمه "bog" به فارسی
خلاش, باتلاق, گنداب بهترین ترجمه های "bog" به فارسی هستند.
bog
adjective
verb
noun
دستور زبان
An expanse of marshland. [..]
-
خلاش
expanse of marshland
-
باتلاق
Trapped in the bog of a story that was and wasn't theirs.
به دام افتاده در باتلاق داستانی که هم مال آنها بود و هم نبود.
-
گنداب
noun
-
ترجمه های کمتر
- لجن زار
- گیلاب
- خفتاب
- گلزار
- گیرافتادن
- (انگلیس - خودمانی) مستراح
- (زمین نرم و خیس که از فساد و تلاشی خزه و برگ تشکیل شده است) خلاش
- (معمولا با: down) در گل فرو رفتن
- خاک باتلاقی
- در باتلاق گیر کردن
- لش آب
- مرداب (کوچک)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bog " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
BOG
noun
دستور زبان
Initialism of [i]boots on the ground[/i].
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"BOG" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای BOG در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "bog"
عباراتی شبیه به "bog" با ترجمه به فارسی
-
گیلابها
-
لجن زار · گنداب
-
خاکهای گیلابی
-
(گیاه شناسی) نرگس مردابی (انواع گیاهان جنس Narthecium از خانواده ی lily که مرداب زی هستند: به ویژه N.americanum - بومی ایالت نیوجرسی در امریکا است)
-
گیلاب
-
(گیاه شناسی) رزماری مردابی (جنس Andromeda از خانواده ی heath)
-
واکسینیوم اولیژینوزوم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن