ترجمه "bois" به فارسی
سر و صدا ترجمه "bois" به فارسی است.
bois
noun
plural of [i]boi[/i]
-
سر و صدا
Mazikeen, what is this strange gooey substance that this boy is cooing about?
مزکین ، این ماده چسبناک عجیب چیه ؟ که این پسرا واسش سر و صدا میکنن ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bois " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bois" با ترجمه به فارسی
-
پیشاهنگ (عضو سازمان جهانی پیشاهنگی : The Boy Scouts که در 8091 در انگلیس پایه گذاری شد - شاخه ی این سازمان درامریکا: B( -2 )Boy Scouts of America و S کوچک - خودمانی) آدم احمق و آرمان گرای
-
(فرانسه - نواحی جنگلی کانادا در سابق) خزگیر (کسی که در جنگل ها برخی حیوانات را برای پوستشان شکار می کرد) · جنگل پیما
-
پادو، وردست، پاکار، خدمتکارچاکر. نوکر. خادم
-
بیستی بویز
-
(کلیسا) پسربچه یا مردی که در کلیسا (به ویژه هنگام عشای ربانی) خادم است ولی مقام کشیشی ندارد
-
(در ورزش های توپ دار مثل تنیس) پسری که کارش جمع آوری توپ ها است · توپ آور · توپ جمع کن
-
فراش · پادو
-
آدم خشن و زورگو (به ویژه تبهکار مزدور)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن