ترجمه "boll" به فارسی
وش, جوزغه, گال بهترین ترجمه های "boll" به فارسی هستند.
boll
verb
noun
دستور زبان
The rounded seed-bearing capsule of a cotton or flax plant. [..]
-
وش
Suffix nounthe rounded seed-bearing capsule of a cotton or flax plant
-
جوزغه
-
گال
-
ترجمه های کمتر
- حباب
- (گیاه شناسی - نیام گوی مانند تخم برخی گیاهان مانند پنبه) غوزه
- غلاف پنبه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " boll " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "boll" با ترجمه به فارسی
-
(امریکا - خودمانی) سیاستمدار محافظه کار اهل جنوب · (جانورشناسی) شپشه ی غوزه (Anthonomus grandis) · غنج غوزه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن