ترجمه "bombshell" به فارسی
بمب, صاعقه, رجوع شود به bomb بهترین ترجمه های "bombshell" به فارسی هستند.
bombshell
noun
دستور زبان
(by extension) someone who is very attractive (compare sex symbol ) [..]
-
بمب
nounsaid Peeves, with the air of one cradling a large bombshell in his arms.
بدعنق مثل کسی که بمب بزرگی را دست دارد گفت:
-
صاعقه
noun -
رجوع شود به bomb
-
ترجمه های کمتر
- غرش رعد
- هر چیز شگفت آور و ناگهانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bombshell " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bombshell
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Bombshell" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bombshell در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن