ترجمه "boo" به فارسی

هو کردن, بو, تمشک بهترین ترجمه های "boo" به فارسی هستند.

boo verb noun interjection دستور زبان

A derisive shout made to indicate disapproval. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هو کردن

    verb

    Okay, booing isn't gonna make it go any faster!

    خيلي خب ، هو کردن باعث نميشه که تندتر بره.

  • بو

    noun

    ♫ Feminists just want to be alone — boo hoo, hoo, hoo. ♫

    این افراد فقط میخواهند تنها باشند. بو هوهوهو.

  • تمشک

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • خرخر
    • خرناس
    • مرغ
    • (خودمانی) ماری جوانا
    • اظهار تنفر
    • با ایجاد صدای ((بو)) ناخشنودی یا سرزنش را ابراز کردن (مثلا در مسابقات)
    • صدای هو
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " boo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Boo proper

A locality situated in Nacka Municipality, Stockholm County, Sweden. [..]

+ اضافه کردن

"Boo" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Boo در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "boo" با ترجمه به فارسی

  • اشتباه احمقانه · اشتباه لپی · شخص بالغ · ورم
  • (انگلیس - قدیمی - خودمانی) عالی · بسیار خوب · معرکه
  • اشتباه احمقانه · اشتباه لپی · شخص بالغ · ورم
اضافه کردن

ترجمه های "boo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه