ترجمه "boom" به فارسی
بوم, رونق, شکوفیدن بهترین ترجمه های "boom" به فارسی هستند.
A floating barrier used to obstruct navigation, for military or other purposes; or used for the containment of an oil spill. [..]
-
بوم
nounmedium-sized deep-sea dhow
So I set there and watched the cannon smoke and listened to the boom.
این بود که همان جا نشستم و دو را تماشا کردم و صدای بوم بوم را گوش کردم.
-
رونق
The aftermath of the war was not a boom, but a rural depression.
دوران پس از جنگ به جای رونق، بحران کشاورزی ببار آورد.
-
شکوفیدن
-
ترجمه های کمتر
- غریدن
- کامیابی
- (بریدن وبازاررسانی الوارهای جنگلی) سد یا مانع در سطح آب (برای جلوگیری از پراکنده شدن الوار)
- (در آبراه ها) سد ساخته شده از تیرهایی که به کف آب فرو کرده اند (برای جلوگیری از ورود قایق ها)
- (دیرک افقی که به حاشیه پایینی بادبان وصل است تا آن را پهن و مسطح نگه دارد) تیرک
- (رعد و صدای انسان و غیره) عمیق و پرطنین
- (معمولا با along) با سرعت و نیروحرکت کردن (مثل کشتی بادبانی در باد موافق)
- (هواپیمایی) لوله ی متحرک برای رساندن سوخت از یک هواپیما به هواپیمای دیگر
- (واژه ی مقابل آن slump یا bust است)
- (کار و بار) بالا گرفتن
- بازوی متحرک
- بازوی گردان
- بوم بوم
- ترویج دادن
- تند و با انرژی رفتن
- دوره ی رونق (صنعتی و بازرگانی و غیره)
- رشد بی سابقه کردن
- رشد سریع
- رو کردن اقبال (در تجارت و سیاست)
- رواج دادن و یافتن
- رونق دادن
- رونق یافتن
- سد آبراه
- صدای عمیق و پرطنین داشتن یا ایجاد کردن (بیشتر در مورد صدای انسان و طبل و رعد و غیره به کار می رود)
- غرش (توپ یا تندر یا غیره)
- محبوب القلوب کردن
- میله یا تیرچه
- پیشرفت تند
- پیشرفت کردن
- ژرف و پر پژواک
- کامیاب شدن
- گرفتن کسب و کار
- گستردن کامل بادبان (به کمک دیرک افقی)
- گسترش تند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " boom " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A Belgian town and municipality in the southwest of the Flemish province of Antwerp. [..]
-
رونق اقتصادی
and they had lost their jobs after the housing boom,
و آنها شغلهای شان را بعد از رونق اقتصادی از دست داده بودند
تصاویر با "boom"
عباراتی شبیه به "boom" با ترجمه به فارسی
-
ترقی و تنزل
-
(دیرک جلو کشتی که به جلو خمیده است و یک سر طناب بادبان های جلوی کشتی به آن وصل است) دیرک سینه (jibboom هم می نویسند)
-
رسا · غرش
-
لولههای سمپاشی
-
(صدای انفجار مانند هواپیما و غیره هنگام حرکت در سرعت فرا صوتی) ترکش آوایی · انفجار صوتی · بمب صوتی · ترکش صوتی