ترجمه "boost" به فارسی

ترقی, افزایش, کمک بهترین ترجمه های "boost" به فارسی هستند.

boost verb noun دستور زبان

(automotive engineering) A positive intake manifold pressure in cars with turbochargers or superchargers. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترقی

    noun

    Wouldn't that be the most fantastic career boost?

    تصور نمیکنی این قضیه جالبترین ترقی و پشیرفت شغلیه؟

  • افزایش

    noun

    So what could we do to boost our brainpower?

    پس برای افزایش قدرت مغزیمون چی کار می تونیم بکنیم؟

  • کمک

    noun

    So what do you need me to boost?

    خب ، حالا ميخواي تو چي کمک کنم ؟

  • ترجمه های کمتر

    • تعالی
    • بالابری
    • برافزودن
    • پروردن
    • ازدیاد
    • (در بالا رفتن به کسی) کمک کردن
    • بالا بردن
    • بالا کشیدن
    • به جلو راندن
    • به جلو رانی
    • ترقی دادن
    • تشویق کردن
    • دیگران را تشویق به کمک یا جانب داری از کسی یا چیزی کردن
    • زیاد کردن
    • فزون سازی
    • فزون گشت
    • فزونی بخشیدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " boost " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "boost" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "boost" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه