ترجمه "bora" به فارسی

سردباد, باد سرد شمالی که در امتداد کرانه می وزد (به ویژه در دریای آدریاتیک), باد شمال بهترین ترجمه های "bora" به فارسی هستند.

bora noun دستور زبان

A initiation ceremony for males among the Aborigines of New South Wales. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سردباد

  • باد سرد شمالی که در امتداد کرانه می وزد (به ویژه در دریای آدریاتیک)

  • باد شمال

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bora " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bora proper

A language spoken in Colombia and Peru. [..]

+ اضافه کردن

"Bora" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bora در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "bora" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bora" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه