ترجمه "borer" به فارسی
مته, اسکنه, بهرمه بهترین ترجمه های "borer" به فارسی هستند.
borer
noun
دستور زبان
A person who bores, who drills [..]
-
مته
nountool
-
اسکنه
-
بهرمه
-
ترجمه های کمتر
- حفار
- سفتگر
- پرماه
- پرماهگر
- سنبه
- (کشاورزی) حشره یا کرمی که گیاه یا میوه را سوراخ کند
- رجوع شود به shipworm
- مته دهان
- هرچه که برای سفتن یا سوراخ کردن به کار آید
- کارگری که مته به کار برد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " borer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "borer" با ترجمه به فارسی
-
ریزوپرتا دومینیکا · سوسك دانه غلات
-
(کشاورزی) ذرت خوره (آفت ذرت که لیسه ی نوعی شب پره ی اروپایی به نام لاتین Ostrinia nubilalis است)
-
(حشره یا لیسه) ریشه خوار · ریشه کاو
-
حشرات ساقهخوار · ساقهخوارها · ساقهخوارها (حشرات)
-
بذرخوارها · بذرخوارها (حشرات) · حشرات زیانبار بذر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن