ترجمه "borrow" به فارسی

قرض کردن, قرض گرفتن, (ریاضی) کاستن یک دهگان از بخش بالای کاهش یاب (مفروق منه) و افزودن آن به بخشی پایین تر (برای تسهیل محاسبه) بهترین ترجمه های "borrow" به فارسی هستند.

borrow verb noun دستور زبان

To receive (something) from somebody temporarily, expecting to return it. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • قرض کردن

    verb

    Just borrowing three hundred dollars for the taxes will be only a stopgap.

    قرض کردن سیصد دلار برای مالیات امسال فقط یکی از سوراخها را پر میکند.

  • قرض گرفتن

    receive temporarily

    But he hadn't either the cheek and enterprise to borrow money and expand the business

    او حتی جربزهی قرض گرفتن پول برای گسترش کارش را نداشت

  • (ریاضی) کاستن یک دهگان از بخش بالای کاهش یاب (مفروق منه) و افزودن آن به بخشی پایین تر (برای تسهیل محاسبه)

  • ترجمه های کمتر

    • به عاریت گرفتن (اندیشه یا واژه و غیره)
    • عاریت (عاریه) گرفتن
    • عاریت گرفتن، وام گرفتن
    • وام گرفتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " borrow " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Borrow proper

A surname.

+ اضافه کردن

"Borrow" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Borrow در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "borrow" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "borrow" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه