ترجمه "bottle" به فارسی
بطری, شیشه, شيشه بهترین ترجمه های "bottle" به فارسی هستند.
bottle
verb
noun
دستور زبان
(UK, slang) To strike (someone) with a bottle. [..]
-
بطری
nouncontainer used for holding liquids [..]
She confused a cup of tea with a bottle of vodka.
او یک فنجان چای را با یک بطری ودکا اشتباه گرفته بود.
-
شیشه
nouncontainer
They'll give us a bottle here directly. We'll taste it.
یک شیشه برای ما بازخواهندکرد و گیلاسی خواهیم نوشید.
-
شيشه
Just a, uh, cell phone and that soda bottle.
چرا ، فقط يه ، آم ، موبايل ، و يه شيشه سودا.
-
ترجمه های کمتر
- شیشه شیر
- schischeh
- (انگلیس - محلی) بسته ی کاه یا علف
- (گاز و غیره) تحت فشار در سیلندر یا تانک وارد کردن
- بطری شير کودکان
- در بطری ریختن
- شیر بچه (در بطری)
- محتویات بطری
- مشروب الکلی
- مقدار آبگونه در بطری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bottle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bottle
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Bottle" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bottle در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "bottle"
عباراتی شبیه به "bottle" با ترجمه به فارسی
-
درب بطری
-
فلاسک · قمقمه
-
اوكاليپتوس مجنون · جنس شیشهشور · کالیستمون
-
در بطری ریختن
-
بطری فشاری (بطری پلاستیکی که محتویات آن با فشار دادن به دیواره ی آن خارج می شود)
-
کیسه آب گرم
-
(در واکنش گرهای اتمی) برکشندگر · (فیزیک) بطری مغناطیسی
-
بطری شير کودکان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن