ترجمه "bottomless" به فارسی

بدون ته, بی انتها, بی ته بهترین ترجمه های "bottomless" به فارسی هستند.

bottomless adjective دستور زبان

Having no bottom. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بدون ته

    adjective

    He had a greenwavy, thick watery, lumpy, seaweedy, floaty bottomless bottomful feeling.

    موجی سبز، آب غلیظ، علفهای دریایی، شناور بودن، بدون ته و مسدود را حس میکرد.

  • بی انتها

    'No Thank you ' Estha looked at Ammu Greenwavy, seaweedy, bottomless bottomful.

    استا به آ مو نگاه کرد، نگاهی مثل موجهای سبز، خزههای دریایی، نگاهی بی انتها و مسدود: نه، متشکرم.

  • بی ته

  • ترجمه های کمتر

    • بی پایاب
    • بی پایان
    • تمام نشدنی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bottomless " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "bottomless" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه