ترجمه "bouillon" به فارسی
آبگوشت, بویون, آبگوشت رقیق (معمولا از گوشت گاو) بهترین ترجمه های "bouillon" به فارسی هستند.
bouillon
noun
دستور زبان
A clear seasoned broth made by simmering usually light meat, such as beef or chicken. [..]
-
آبگوشت
nounSpaghetti, soy sauce, bouillon cubes, and spam.
اسپاگتي ، سس سويا ، آبگوشت بره ، و کنسرو گوشت خوک.
-
بویون
-
آبگوشت رقیق (معمولا از گوشت گاو)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bouillon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bouillon" با ترجمه به فارسی
-
(آشپزی) آبگونه ای از شراب سفید و آب و هویج و کرفس و پیاز خرد کرده و ادویه که گوشت (به ویژه ماهی) را در آن می جوشانند
-
گرد یا حبه ی آبگوشت که در آب جوش می ریزند و از آن بویون می سازند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن