ترجمه "bourgeois" به فارسی
بورژوا, بازرگان, سوداگر بهترین ترجمه های "bourgeois" به فارسی هستند.
bourgeois
adjective
verb
noun
دستور زبان
Of or relating to the middle class, especially its attitudes and conventions. [..]
-
بورژوا
A bourgeois had the air of a flower, a Marquis had the air of a precious stone.
یک بورژوا مثل یک گل میشد، یک مارکی مثل یک پارچه جواهر میشد.
-
بازرگان
noun properwe will not say to be what people have agreed to call an honesttrader, a good bourgeois.
تا بتواند خود را یک بازرگان باشرف و یک بورژوای خوب نشان دهد نمیگوییم باشد مهیا داشت
-
سوداگر
noun
-
ترجمه های کمتر
- بازاری
- سوداگرانه
- شهرنشینان
- (در اصل) شهروند شهر قرون وسطی
- آدمی که اندیشه ها و کارها و اعتقاداتش میانگونه و کاسبکارانه است
- از طبقه ی متوسط
- بورژوا منش
- دکان دار
- عضوطبقه ی بورژوا
- مادی و از خود راضی
- وابسته به طبقه ی متوسط و کاسب کار
- کاسب کار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bourgeois " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bourgeois" با ترجمه به فارسی
-
خرده بورژوا · خرده سوداگر
-
رجوع شود به petit bourgeois
-
رجوع شود به petit bourgeois
اضافه کردن مثال
اضافه کردن