ترجمه "bowel" به فارسی
روده, دل, اندرون بهترین ترجمه های "bowel" به فارسی هستند.
bowel
verb
noun
دستور زبان
the intestines or gut [..]
-
روده
nounGastric bypass could cause malabsorption by creating a blind loop of bowel.
عمل کوچک کردن معده ميتونه توسط يه حلقه ي بسته در روده ، باعث بدجذبي بشه.
-
دل
nounNew Zealands scourges thundered up out of the bowels of the earth rather than descended from the skies.
بلاهای نیوزیلند بجای آنکه از آسمان نازل شود از دل زمین میجوشید.
-
اندرون
-
ترجمه های کمتر
- تنگه
- (قدیمی - جمع) احساسات
- (کالبدشناسی) روده (معمولا جمع)
- درون هر چیز
- دل و روده
- رجوع شود به disembowel
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bowel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bowel" با ترجمه به فارسی
-
عن · مدفوع · کار کردن مزاج · گه
-
اسهال
-
سندرم روده تحریکپذیر
-
اندرون · اندرونه، دل اندرونه، امعاء و احشاء، دل و روده · روده
-
اسهال
-
بیماری التهابی روده
-
اندرون · اندرونه، دل اندرونه، امعاء و احشاء، دل و روده · روده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن