ترجمه "boyfriend" به فارسی
دوستپسر, دوست, معشوق بهترین ترجمه های "boyfriend" به فارسی هستند.
boyfriend
noun
دستور زبان
A male partner in a romantic relationship. [..]
-
دوستپسر
nounmale partner in a romantic relationship [..]
No, he's not my new boyfriend.
نه، او دوستپسر جدید من نیست.
-
دوست
nounHey, we sat down here all night waiting for your boyfriend to show up.
تمام شب رو نشستيم و منتظر اومدن دوست پسرت شديم.
-
معشوق
adjectivebecause i have a boyfriend
چون يک معشوق داشت
-
ترجمه های کمتر
- نوکر
- دوست (پسر)
- دوست پسر
- پسری که با دختر بیرون می رود
- کج کلاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " boyfriend " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Boyfriend
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Boyfriend" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Boyfriend در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "boyfriend"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن