ترجمه "bracelet" به فارسی
بازوبند, دستبند, النگو بهترین ترجمه های "bracelet" به فارسی هستند.
bracelet
noun
دستور زبان
a band or chain worn around the wrist as jewelry/jewellery or an ornament [..]
-
بازوبند
nouna band or chain worn around the wrist as jewelry or an ornament [..]
-
دستبند
nounarticle of jewellery worn around an arm
Each guest will be required to wear a security bracelet.
از هر کدوم از مهمونا خواسته میشه که یه دستبند محافظتی رو به دستشون کنن.
-
النگو
nounAnd don't just wear it as a bracelet where anybody can just take it off.
هميجوري هم مثل يه النگو دستتون نکنيد که ديگه کسي نتونه درش بياره.
-
ترجمه های کمتر
- بخاو
- بخو
- یاره
- (عامیانه - معمولا جمع) دستبند زندانی
- بازو بند
- دستبند آهنین
- سر دست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bracelet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bracelet"
عباراتی شبیه به "bracelet" با ترجمه به فارسی
-
النگو · بازوبند · سر دست
-
خلخال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن