ترجمه "brachial" به فارسی
بازویی, بازو مانند, دست مانند بهترین ترجمه های "brachial" به فارسی هستند.
brachial
adjective
دستور زبان
Pertaining or belonging to the arm. [..]
-
بازویی
Pass a stent down the brachial artery into the radial artery.
یه استنت رو از زیر شریان بازویی داخل شریان رادیال بفرستید
-
بازو مانند
-
دست مانند
-
ترجمه های کمتر
- دستک سان
- وابسته به دست یا شاخه یا بازو
- وابسته به هر چیز دست مانند (مثل باله ی ماهی یا بال پرنده)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brachial " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "brachial" با ترجمه به فارسی
-
شبکه بازویی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن