ترجمه "brand" به فارسی
مارک, دروشم, نوع بهترین ترجمه های "brand" به فارسی هستند.
brand
adjective
verb
noun
دستور زبان
(archaic or poetic) A piece of wood red-hot, or still burning, from the fire. [..]
-
مارک
noun propera specific product, service, or provider so distinguished [..]
Oh, you guys should not use this brand.
اُه, شما نبايد از اين مارک استفاده کنيد.
-
دروشم
mark made by burning
-
نوع
nounThere are eight expressions of a brand in sound.
هر مارکی در صدا به هشت نوع توصیف می شه.
-
ترجمه های کمتر
- برند
- داغ
- جنس
- ساخت
- انگ
- ننگ
- تلافی
- انتقال
- نمانام
- نظیر
- گونه
- (قدیمی) شمشیر
- آهنی که با آن داغ می زنند
- تقبیح کردن
- داغ زدن
- داغ ننگ
- علامت مخصوص
- لکه دار کردن
- لکه ی بدنامی
- مارک (برچسب)
- نام تجارتی
- نشان بی آبرویی
- نشان تجارتی
- نشان دار کردن (با داغ)
- نشان ویژه
- نشانی که با آهن داغ بر پوست حیوانات و جنایتکاران می زدند (به منظور شناسایی)
- نقش بستن
- ننگین کردن
- نوع مخصوص
- نیم سوز
- چوب نیم سوخته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brand " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Brand
Brand, Vorarlberg
-
علامت تجاری
and that well-designed moments can build brands.
و لحظاتی که درست طراحی بشوند، می تونند بانی علامت تجاری باشند.
-
علامت ساخت – مارک
عباراتی شبیه به "brand" با ترجمه به فارسی
-
مارک جهانی
-
تصویر ذهنی از برند
-
مواجهه با برند
-
شناخت برند
-
انتقال · انگ · تلافی · علامت مخصوص · نام تجارتی · نام تجارتی (کالا و فرآورده و غیره) · نام کالای معروف
-
نامهاي تجاري · نشانهای تجاری
-
ارزیاب دارای برند
-
جنگ برنده ها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن