ترجمه "brandy" به فارسی

براندی, کنیاک, كنياك بهترین ترجمه های "brandy" به فارسی هستند.

brandy verb noun دستور زبان

(uncountable) An alcoholic liquor distilled from wine or fermented fruit juice. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • براندی

    spirit produced by distilling wine

    He reached again for the decanter of brandy and saw that it was empty.

    او دوباره دست به سوی ان تنگ دردار حاوی براندی برد و دید که تنگ خالی است.

  • کنیاک

    A hogshead of brandy, then, to the best man.

    پس یک بشکه کنیاک به بهترین نفرات خودم میدهم.

  • كنياك

    Have a little more of this rather disappointing brandy.

    يک کوچولو از اين كنياك مايوس آور استفاده کن

  • ترجمه های کمتر

    • آراك
    • برانديها
    • رمها
    • كوگناك
    • ودكا
    • ويسكيها
    • جين
    • با براندی آمیختن
    • براندی (مشروب الکلی که از شراب به دست می آید)
    • مشروب الکلی حاصل از تخمیر آب میوه
    • مشروبات الکلی قوی
    • مشروبات تقطيري
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " brandy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Brandy proper

A female given name derived from the brandy wine, of mostly American usage in the 1970s and 1980s. [..]

+ اضافه کردن

"Brandy" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Brandy در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "brandy"

عباراتی شبیه به "brandy" با ترجمه به فارسی

  • خرخر
  • خرخر
  • برندی کاستین
  • آمیخته با براندی · دارای براندی
  • آراك · برانديها · جين · رمها · كنياك · كوگناك · مشروبات الکلی قوی · مشروبات تقطيري · ودكا · ويسكيها
اضافه کردن

ترجمه های "brandy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه