ترجمه "breadth" به فارسی

پهنا, عرض, وسعت بهترین ترجمه های "breadth" به فارسی هستند.

breadth noun دستور زبان

The extent or measure of how broad or wide something is. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پهنا

    noun
  • عرض

    noun

    twenty feet in breadth, and eightfeet in depth.

    چهارپا ارتفاع، بیست پا عرض، هشت پا، عمق دارد.

  • وسعت

    Why, you used to reproach me with breadth!

    تازه شما مرا برای همین وسعت مشرب سرزنش میکردید.

  • ترجمه های کمتر

    • پهنه
    • فراخی
    • سعه
    • گشادگی
    • قواره
    • گسترش
    • (بیشتر در مورد پارچه) قطعه
    • (در هنر) اثر کلی (که در نتیجه ی توجه کمتر به جزئیات در مقابل کلیات میسر می گردد)
    • وسعت نظر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " breadth " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "breadth" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "breadth" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه