ترجمه "breaker" به فارسی

شکن, کلاک, گولاک بهترین ترجمه های "breaker" به فارسی هستند.

breaker noun دستور زبان

Something that breaks. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شکن

    verb

    You got cliffs and breakers, harbor and town, and beach.

    صخره ها و موج شکن ها بندرگاه و شهر و ساحل.

  • کلاک

  • گولاک

  • ترجمه های کمتر

    • موج شکن
    • (دستگاه خرد کننده ی سنگ و زغالسنگ و غیره) سنگ کوب
    • - کوب
    • آب خیز
    • آب کوهه
    • بشکه ی کوچک آب (که در قایق های نجات حمل می شود)
    • تغار آب
    • خرده ساز
    • شخص یا چیز شکننده
    • موجی که به ساحل می خورد و کف می کند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " breaker " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "breaker"

عباراتی شبیه به "breaker" با ترجمه به فارسی

  • بت شکن
  • شکنندههای خفتگی
  • ابر مرد · جوهر · نقطه
  • موج شکن، موجه، آب کوهه
  • قطع کننده واژه
  • (برق) مدار شکن · فیوز اتومات · مدارشکن قدرت · گشتراه شکن (دستگاهی که خود به خود جریان را قطع می کند مثلا هنگام قوی شدن بیش از حد جریان برق)
اضافه کردن

ترجمه های "breaker" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه