ترجمه "brew" به فارسی

سرشتن, نوشابه, (آبجو) به عمل آوردن بهترین ترجمه های "brew" به فارسی هستند.

brew verb noun دستور زبان

(transitive) To prepare (usually a beverage) by steeping and mingling; to concoct. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرشتن

    verb
  • نوشابه

    noun
  • (آبجو) به عمل آوردن

  • ترجمه های کمتر

    • (آبجو) خیساندن و جوشاندن و تخمیر کردن
    • (چای و غیره) دم کردن
    • تبانی کردن
    • توطئه کردن
    • در شرف تکوین بودن (توفان یا دردسر و غیره)
    • روش تخمیر
    • مشروب دم کرده یا تخمیر شده
    • میزان تولید در هر تخمیر
    • نقشه کشیدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " brew " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "brew" با ترجمه به فارسی

  • (مشروب به ویژه آبجو) خانگی · خانه ساخته
  • صنعت آبجوسازی · صنعت مالت
  • آبجوسازی · آماده سازی مایع تخمیر شونده · خيساندن مالت · دم کردن · مالتسازي · مقدار آبگونه ای که در هر نوبت تخمیر می شود
  • آبجوسازی · آماده سازی مایع تخمیر شونده · خيساندن مالت · دم کردن · مالتسازي · مقدار آبگونه ای که در هر نوبت تخمیر می شود
اضافه کردن

ترجمه های "brew" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه