ترجمه "brick" به فارسی
آجر, خشت, آجری بهترین ترجمه های "brick" به فارسی هستند.
(countable) A hardened rectangular block of mud, clay etc., used for building. [..]
-
آجر
nounhardened block used for building [..]
The house sat on the left side of the brick path, the backyard at the end of it.
خانه در سمت چپ راه آجر فرش و حیاطخلوت در انتهای آن بود.
-
خشت
nounThe more slaves we have, the more bricks we make.
هر چه برده بيشتري داشته باشيم خشت بيشتري مي سازيم
-
آجری
At one end was a row of low brick kilns, over which pots of stew bubbled.
در یک سر آنها یک ردیف اجاقهای کوتاه آجری قرار داشتند که بر رویشان دیگهای آش میجوشیدند.
-
ترجمه های کمتر
- اجر
- آجرکاری
- (قدیمی - عامیانه) آدم خوب
- با آجر ساختن یا فرش کردن
- به رنگ آجر
- خشت پخته
- مثل آجر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brick " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A surname.
"Brick" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Brick در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "brick"
عباراتی شبیه به "brick" با ترجمه به فارسی
-
خشت · خشت خام
-
خیابان بریکلین
-
خشت خام
-
پنیر آجری (گونه ای پنیر نرم و سوراخ سوراخ امریکایی)
-
آجرها
-
خرده فروشی سنتی · خرده فروشی غیر آنلاین
-
بلوک شیشهای
-
قرمز آجری · قرمز مایل به زرد یا قهوه ای