ترجمه "broom" به فارسی
جاروب, جارو, جارو قدی دسته بلند بهترین ترجمه های "broom" به فارسی هستند.
broom
verb
noun
دستور زبان
To sweep. [..]
-
جاروب
domestic utensil
Beneath these vaults one hears the brooms of spectres.
صدای جاروب این اشباح زیر طاقهای این حفرهها شنیده میشود.
-
جارو
cleaning tool
I don't think anyone should ride that broom just yet!
به نظر من که فعلاً هیچکس نباید سوار اون جارو به شه!
-
جارو قدی دسته بلند
-
ترجمه های کمتر
- روفتن
- ورسک
- (گونه های مختلف گل پرطاوسی از جنس های Cytisus و Genista و Spartium از خانواده ی pea)
- (گیاه شناسی) خلنگ
- جارو کردن
- جاروب کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " broom " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Broom
proper
A surname.
-
طاووسی
تصاویر با "broom"
عباراتی شبیه به "broom" با ترجمه به فارسی
-
گال طوقه · گالهای گیاهی
-
رجوع شود به woadwaxen
-
الياف جارویی · الیاف فرچهای
-
جاروب دسته کوتاه · جاروبچه · ماهوت پاک کن · گرد پاک کن
-
آندروپوگون سورگوم · ارزن سفيد هندي · ذرت جارويي · ذرت خوشهاي شيرين · ذرت خوشهاي غلهاي · ذرت خوشهاي قندی · ذرت خوشهای جارويي · ذرت قندي · ذرت كفير · سورگوم بیکولور · سورگوم دروموندي · سورگوم دروموندياي · سورگوم دورا · سورگوم دوكنا · سورگوم روكسبورگياي · سورگوم ساتيوم · سورگوم سوبگلابرسانس · سورگوم كافروروم · سورگوم كوداتوم · سورگوم نروزوم · سورگوم ولگار · سورگوم گويينينس · مايلوها
-
ذرت جارويي (سورگوم)
-
(توده ی شاخ و برگ بد رنگ و نابهنجار که بر شاخه ی گیاه سبز می شود و علت آن آفت قارچی یا ویروسی است) جاروی جادوگر
-
دستههاي جاروب · چوبدستيهاي قدمزدن · چوبدستیها · چوبها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن