ترجمه "browser" به فارسی
مرورگر, کسیکه جسته وگریخته میخواند بهترین ترجمه های "browser" به فارسی هستند.
browser
noun
دستور زبان
A person or animal who browses. [..]
-
مرورگر
A software program used to display webpages and to navigate the Internet.
Every single browser tab gives you a different type of time.
هر يك از برگه هاي مرورگر اينترنت، زمان متفاوتي رو به شما می ده.
-
کسیکه جسته وگریخته میخواند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " browser " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "browser"
عباراتی شبیه به "browser" با ترجمه به فارسی
-
مرورگر همراه
-
اصلاح کننده مرورگر
-
افزونه مرورگر
-
مرورگر · مرورگر وب
-
مقایسه مرورگرهای وب
-
بازی مرورگر
-
مرورگر وب
-
مرورگر وب مبتنی بر متن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن