ترجمه "bug" به فارسی

ساس, باگ, حشره بهترین ترجمه های "bug" به فارسی هستند.

bug verb noun دستور زبان

An insect of the order Hemiptera (the "true bugs"). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساس

    noun

    an insect of the order Hemiptera

    You got a problem with me, you can bed down with the bed bugs.

    ! ميتوني بري با ساس تختوابي همخواب بشي

  • باگ

    noun

    problem that needs fixing (especially in computing)

    We still haven't worked out all the bugs.

    هنوز همه ی باگ هاش رو حل نکردیم

  • حشره

    noun

    This is the one with all the bugs in it.

    این همان نقاشی با همه حشرات درون آن بود.

  • ترجمه های کمتر

    • سوسک
    • اذیت کردن
    • میکرب
    • ویروس
    • جمنده
    • شیفتگی
    • شیفته
    • ریشه
    • (امریکا - خودمانی) اتومبیل خیلی کوچک
    • (جانورشناسی) حشره (هریک از جنبندگان راسته ی Hemiptera که دهان مکنده دارند) (به آنها true bug هم می گویند)
    • (عامیانه - اغلب همراه با اسم دیگر) علاقمند
    • (عامیانه) میکروب (به ویژه آن که موجب بیماری شود)
    • (مهجور) لولو (بیشتر می گویند: bugbear)
    • (چشمان را از شدت تعجب) باز کردن
    • حائل شدن
    • در علم کامپیوتری به اشکالات نرم افزاری گویند
    • رودخانه ی باگ (در جنوب کشور اوکراین به دریای سیاه می ریزد - Southern Bug هم می گویند)
    • رودخانه ی باگ (در غرب کشور اوکراین - Western Bug هم می گویند)
    • سر به سر گذاشتن
    • سردرگم کردن 1
    • شبگز- انواع حشرات بند پا (مانند شپش و سوسک و هزارپا و ساس و غیره)
    • عیب یا خرابی ماشین (به ویژه کامپیوتر)
    • مات و مبهوت کردن
    • محاصره کردن
    • میکروفن مخفی
    • میکروفن مخفی کار گذاشتن
    • ناراحت کردن 0
    • گیج کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bug " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bug noun proper دستور زبان

the Bug River, flowing northwest 450 mi. between Belarus and Poland. [..]

+ اضافه کردن

"Bug" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Bug در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "bug"

عباراتی شبیه به "bug" با ترجمه به فارسی

  • ساسها · ناجوربالان · ناجوربالیان · هتروپترا
  • كفشدوزكها · پينهدوزها · کفشدوزکان
  • ساس
  • (حشره شناسی) مگس لوده (Murgantia histrionica که آفت گیاه است)
  • سوسكهاي جون · شاخدارسوسکان
  • (حشره شناسی) · svsk tlayy · رجوع شود به figeater · سوسک جون (جنس Phyllophaga که در ماه های می و جون در شمال ایالات متحده پیدا می شود) (June beetle هم می گویند)
  • سوسک طلایی
  • (جانورشناسی) حشره ی مرگ آور (تیره ی Reduviidae)
اضافه کردن

ترجمه های "bug" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه