ترجمه "bugle" به فارسی
شیپور, بوق, سرنا بهترین ترجمه های "bugle" به فارسی هستند.
bugle
adjective
verb
noun
دستور زبان
(music) a simple brass instrument consisting of a horn with no valves, playing only pitches in its harmonic series [..]
-
شیپور
nounmusic: simple brass instrument
Their ears are too full of bugles and drums and the fine words from stay at home orators.
گوشهاشون پر از آواز طبل و شیپور و صدای رهبرانیه که خودش ون از جا تک ون نمیخورن.
-
بوق
noun -
سرنا
noun
-
ترجمه های کمتر
- (ارتش) پیش قطار توپ
- (با زدن شیپور) آگهی دادن
- (گیاه شناسی) آپیکه
- جوده (جنس Ajuga از خانواده ی mint که برای پوشش زمین و جلوگیری از فرسایش خاک کاشته می شود)
- شیپور زدن
- منجوق دار (bugled هم می گویند)
- منجوق شیپور مانند (شیشه ای یا پلاستیکی) که برای تزیین به لباس می دوزند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bugle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن