ترجمه "build" به فارسی
ساختن, ساخت, هیکل بهترین ترجمه های "build" به فارسی هستند.
The physique of a human body; constitution or structure of a human body. [..]
-
ساختن
verb(transitive) to form by combining materials or parts [..]
For me, my work is at all times building a nation out of thin air.
برای من، کارم همیشه ساختن یک ملت ازناکجا آباده.
-
ساخت
nounOne of them is the input from the user, as you're building your bricks.
یکی از آنها ورودی از طرف کاربر است در زماني كه شما در حال ساخت قطعهتان هستيد.
-
هیکل
nounSame build, same age, and look at the hair.
.همون هیکل و همون سن.موها هم ببین
-
ترجمه های کمتر
- ساختمان
- شکل
- ساختار
- کالبد
- کالبدشناسی
- تشریح
- (از نظر قدرت یا مبلغ یا میزان و غیره) افزوده شدن
- اضافه شدن
- ایجاد کردن
- برقرار کردن
- بنا کردن
- به وجود آوردن
- رشد کردن
- ساختمان بدن
- سازمان بدن
- طرز قرارگیری
- پایه قرار دادن
- پیشرفت کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " build " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
ساخت
One of them is the input from the user, as you're building your bricks.
یکی از آنها ورودی از طرف کاربر است در زماني كه شما در حال ساخت قطعهتان هستيد.
تصاویر با "build"
عباراتی شبیه به "build" با ترجمه به فارسی
-
ظرفیتسازی
-
مجتمع مسکونی
-
بلوک سازنده · سنگ بنا
-
تحویل دادن ساختمان ابنیه
-
کلیسا
-
ساختمانهای کشاورزی
-
بخش ساختمان مسكوني
-
تجارت مسکن