ترجمه "bulb" به فارسی

پیاز, پياز, لامپ بهترین ترجمه های "bulb" به فارسی هستند.

bulb verb noun دستور زبان

Any solid object rounded at one end and tapering on the other, possibly attached to a larger object at the tapered end [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیاز

    noun

    bulb-shaped root [..]

    some resorted to eating tulip bulbs.

    برخی مردم به خوردن پیاز گل لاله روی آوردند.

  • پياز

    You could buy 10 bulbs for $ 2.

    ميشد با دو دلار 10 تا پياز ريشه خريد

  • لامپ

    noun

    Look at the ceiling, you see all these light bulbs.

    به سقف نگاه کنید، این همه لامپ روشنایی می بینید.

  • ترجمه های کمتر

    • حباب لامپ
    • تابانه
    • سوخ
    • (مهجور) رجوع شود به medulla oblungata
    • (کالبدشناسی) قلمبه شدگی بافت ها و اندام ها (مانند پیاز مو)
    • (گیاه شناسی) پیاز
    • ریشه ی قلمبه
    • ریشه ی پیاز مانند
    • لامپ برق
    • لامپ چراغ برق
    • هر چیز پیاز مانند
    • چراغ برق
    • گیاه پیازی
    • گیاهی که از پیاز بروید
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bulb " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "bulb"

عباراتی شبیه به "bulb" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bulb" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه