ترجمه "bulk" به فارسی
حجم, توده, اندازه بهترین ترجمه های "bulk" به فارسی هستند.
bulk
adjective
verb
noun
دستور زبان
Size, mass or volume. [..]
-
حجم
nounthe other cell contained a heap of certain black grains, but of no great bulk or weight
در خانه دیگر تودهای از دانههای سیاه مخصوصی دیدیم که دارای حجم و وزن بسیار نبود،
-
توده
noun -
اندازه
-
ترجمه های کمتر
- جثه
- عمده
- تنه
- هنگفتی، ضخم، ضخامت، هنگفتی
- سترگی
- ستبرا
- فراخنایی
- قلمب
- تنومندی
- گندگی
- انباشتن
- (در مورد خوراک) جاگیر
- (قدیمی) بخش پیش آمده ی جلو کشتی
- اهمیت پیدا کردن
- بسته بندی نشده
- به طور یکجا
- حجم (به ویژه اگر زیاد باشد)
- حجیم کردن یا شدن
- دارای مواد زبر و لینت آور
- سترگ کردن یا شدن
- شکم پرکن
- مقدار (زیاد)
- گنده کردن یا شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bulk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bulk" با ترجمه به فارسی
-
مدول حجمی
-
بارگيري · تخليه بار · جابجايي کپهای · جابجایی
-
بار فله
-
چگالی بالک · چگالی خاک · چگالی کپهای
-
نمونه درشت
-
قیمت گذاری خرید انبوه
-
عوامل حجيمكننده · عوامل کپهساز · مواد حجمافزا
-
کشتی فلهبر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن