ترجمه "bulletin" به فارسی
بولتن, خبرنامه, بیانیه بهترین ترجمه های "bulletin" به فارسی هستند.
bulletin
verb
noun
دستور زبان
A short report, especially one released through official channels to be broadcast or publicized [..]
-
بولتن
A short report
There is also a universal government bulletin, in which are listed and precisely described everything which the commonwealth has for sale.
ضم نا یک بولتن دولتی همگانی هم هست که در آن از هر چیزی که در جمهوری بفروش میرسد.
-
خبرنامه
Yeah, I mean, but alison is the face of the bulletin.
باشه ولی آلیسون مسئول خبرنامه است
-
بیانیه
noun
-
ترجمه های کمتر
- اطلاعیه
- پژوهشنامه
- آگه بخش
- آگه برگ
- آگه نامه
- ابلاغیه رسمی
- به صورت آگه نامه اعلام کردن
- بیانیه ی مختصر و رسمی
- تابلو اعلانات
- خلاصه ی آخرین رویدادها
- زبده ی اخبار
- نشریه (ویژه ی اعضای انجمن و غیره)
- گزارش خبری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bulletin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bulletin" با ترجمه به فارسی
-
بیبیاس
-
تابلوی اعلانات
-
آگاهی نامه · آگه برگ جای · آگه نامه دادن · بورد · تابلو اعلانات · تابلوی اعلانات · جای آگه نامه ها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن