ترجمه "bulwark" به فارسی
بارو, سنگر, پناه بهترین ترجمه های "bulwark" به فارسی هستند.
bulwark
verb
noun
دستور زبان
(transitive) To fortify something with a wall or rampart. [..]
-
بارو
nouna defensive wall or rampart
-
سنگر
a defense or safeguard
-
پناه
noun
-
ترجمه های کمتر
- خاکریز
- موج شکن
- دژ
- ملجا
- استحکامات
- حافظ
- سیاه
- اسکله بندر
- برج و بارو کشیدن
- حفاظت کردن
- دیوار ساحلی
- دیواره سد
- رجوع شود به breakwater
- سنگر ساختن
- سپر بلا
- سپر شدن
- شخص یا چیز محافظ
- نرده یا دیواره ی دور کشتی (معمولا به صورت جمع)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bulwark " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bulwark"
عباراتی شبیه به "bulwark" با ترجمه به فارسی
-
دیوار دور عرشه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن