ترجمه "burnished" به فارسی
براق ترجمه "burnished" به فارسی است.
burnished
adjective
verb
دستور زبان
Polished, made shiny by rubbing (especially with a burnisher). [..]
-
براق
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " burnished " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "burnished" با ترجمه به فارسی
-
صیقل گر · پرداخت گر
-
(با مالش) براق کردن · (تقریبا هم معنی polish است) · براق کردن · برق · جلا · جلا دادن · صیقل · صیقل دادن · پرداخت کردن
-
(با مالش) براق کردن · (تقریبا هم معنی polish است) · براق کردن · برق · جلا · جلا دادن · صیقل · صیقل دادن · پرداخت کردن
-
(با مالش) براق کردن · (تقریبا هم معنی polish است) · براق کردن · برق · جلا · جلا دادن · صیقل · صیقل دادن · پرداخت کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن