ترجمه "burnt" به فارسی

سوخته, تفته, یکی از دو زمان گذشته و اسم مفعول فعل : burn بهترین ترجمه های "burnt" به فارسی هستند.

burnt adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of burn. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سوخته

    adjective

    My cooking had almost burnt by the time I came to the kitchen.

    غذایم تقریبا سوخته بود وقتی که به آشپز خانه آمدم.

  • تفته

  • یکی از دو زمان گذشته و اسم مفعول فعل : burn

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " burnt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "burnt" با ترجمه به فارسی

  • رنگ پرتقالی مایل به قرمز · پرتقال قرمز
  • رنگیزه ای به رنگ قرمز پرتقالی · قرمز پرتقالی
  • رنگیزه ای به رنگ قرمز قهوه ای · قرمز قهوه ای · کاکائو
  • (در مراسم مذهبی برخی ملل قدیم) حیوان یا خوراکی که در معبد سوزانده می شد
اضافه کردن

ترجمه های "burnt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه