ترجمه "bushy" به فارسی
انبوه, جاروبکی, پربته بهترین ترجمه های "bushy" به فارسی هستند.
bushy
adjective
دستور زبان
Like a bush in having many widely spread branches. [..]
-
انبوه
adjective -
جاروبکی
-
پربته
-
ترجمه های کمتر
- بته زار
- بته مانند
- پاچه بزی
- پرمو و فرچه مانند
- پشمالو و گسترده
- پوشیده از بته و خاربن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bushy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bushy" با ترجمه به فارسی
-
طراحی راه حل کسب و کار
-
انبوهی · بته مانند بودن · پرپشتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن