ترجمه "butch" به فارسی
پراستقامت, خاکریز, سد بهترین ترجمه های "butch" به فارسی هستند.
butch
adjective
noun
دستور زبان
(informal, of a man, attitude etc.) Very masculine. [..]
-
پراستقامت
-
خاکریز
noun -
سد
noun
-
ترجمه های کمتر
- (امریکا - عامیانه - سبک سلمانی موی مردان) موی آلمانی (اطراف سر خیلی کوتاه است و بالای آن نسبتا کوتاه)
- (امریکا -خودمانی - زن) مردنما
- (خودمانی - بیشتر هنگام مخاطب قرار دادن) مرد یا پسر گردن کلفت
- خشن و مرد رفتار
- هم جنس باز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " butch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Butch
proper
A male nickname [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Butch" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Butch در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "butch" با ترجمه به فارسی
-
بوچ کسیدی و ساندنس کید
-
مردانه رفتار کردن، مثل دختربچه ها رفتار نکردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن