ترجمه "butler" به فارسی

پیشخدمت, ساقی, ناظر بهترین ترجمه های "butler" به فارسی هستند.

butler verb noun دستور زبان

A manservant having charge of wines and liquors. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیشخدمت

    manservant having charge of wines and liquors

    The butler had closed the door, and he stood by it, watching Jurgis every second.

    پیشخدمت در را بست و در کنارش ایستاد و مرتبا یورگیس را میپائید.

  • ساقی

    male domestic worker in charge of all the male household staff

  • ناظر

    noun

    I bet he comes from a line of butlers that goes back to the Conqueror.

    مطمئنم که از يه خانواده ناظر ها امده که ريشه شون برميگرده به کشورگشا ها.

  • ترجمه های کمتر

    • آبدارباشی
    • (در منزل پولداران) سرپیشخدمت (متصدی شراب خانه و چیدن میز و غیره)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " butler " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Butler proper noun

An English and Irish occupational surname for someone who was a butler or wine servant. [..]

+ اضافه کردن

"Butler" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Butler در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "butler" با ترجمه به فارسی

  • ظرف خاکروبه (ظرف بشقاب مانند و دردار که زیرسیگاری و غیره را در آن خالی می کنند)
  • جیمز باتلر هیکاک (کلانتر کوچ نشین گاه های غرب امریکا و ملقب به : Wild Bill Hickok)
  • آبدارخانه · اتاقکی که در آن مواد غذایی انبار یا ارائه می شود
  • ویلیام باتلر ییتز (شاعر ایرلندی)
اضافه کردن

ترجمه های "butler" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه