ترجمه "butterfly" به فارسی

پروانه, شوپرک, پرپروک بهترین ترجمه های "butterfly" به فارسی هستند.

butterfly verb noun دستور زبان

A flying insect of the order Lepidoptera , distinguished from moths by their diurnal activity and generally brighter colouring. [from 11th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پروانه

    noun

    insect [..]

    Oh, there's a butterfly!

    اوه، آنجا یک پروانه هست.

  • شوپرک

    noun

    insect

  • پرپروک

    noun

    insect

  • ترجمه های کمتر

    • بشکل
    • (بیشتر در مورد زنان) دمدمی مزاج
    • (جانورشناسی) پروانه (انواع حشرات رنگین بال از تیره ی Lepidoptera)
    • (خوراک پزی) از درازا شکافتن یا بریدن (میگو و ماهی و غیره)
    • به شکل پروانه
    • بی وفا و بوالهوس
    • شبیه پروانه
    • شنای پروانه
    • شنای پروانه (butterfly stroke هم می گویند)
    • مسابقه ی شنای پروانه
    • پروانه مانند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " butterfly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "butterfly"

عباراتی شبیه به "butterfly" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "butterfly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه