ترجمه "buttery" به فارسی

آبدارخانه, دولاب, شرابخانه بهترین ترجمه های "buttery" به فارسی هستند.

buttery adjective noun دستور زبان

Made with or tasting of butter. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آبدارخانه

  • دولاب

  • شرابخانه

  • ترجمه های کمتر

    • (انگلیس - به ویژه در دانشگاه ها) رستوران کوچک
    • (در منزل) انبار شراب و سایر مشروبات
    • (در منزل) انبار مواد غذایی
    • تملق آمیز
    • دارای حالت یا طعم کره
    • دارای کره ی زیاد
    • ساندویچ فروشی
    • ستایش آمیز
    • شراب دان
    • شربت خانه
    • چرب زبان
    • چرب و نرم
    • کره ای
    • کره دار
    • کره مانند
    • کره ی مالیده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " buttery " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "buttery" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "buttery" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه