ترجمه "buzz" به فارسی
وزوز, شایعه, دندنه بهترین ترجمه های "buzz" به فارسی هستند.
buzz
verb
noun
دستور زبان
A continuous, humming noise, as of bees; a confused murmur, as of general conversation in low tones, or of a general expression of surprise or approbation. [..]
-
وزوز
nounI turned it up until the little speakers buzzed against the tins next to them.
من آن را تا زمانی که بلند گوهای کوچک مقابل قوطیهای کنارشان وزوز میکردند بلند کردم.
-
شایعه
noun -
دندنه
-
ترجمه های کمتر
- آوازه
- (با صدای وزوز) حرکت کردن
- (خودمانی) نشئه (در اثر استعمال مواد مخدر)
- (عامیانه) تلفن زدن
- دندنه 0
- زر زر (مثل صدای زنگ و غیره)
- زر زر کردن
- زنگ اخبار زدن
- سریع و با هیجان حرف زدن
- شایعه پراکندن
- صدای تلفن
- صدای زنگ
- فریب دادن
- هم همه
- وز وز (مثل صدای زنبور)
- وز وز کردن
- وزوز كردن
- وزوز کردن
- پر از سر و صدا و فعالیت بودن
- پرحرفی کردن (به ویژه با صدای آهسته)
- پشت سر دیگران حرف زدن
- پچ پچ کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " buzz " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Buzz
proper
A male given name
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Buzz" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Buzz در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن