ترجمه "bye" به فارسی
خدا حافظ, فرعی, بدرود بهترین ترجمه های "bye" به فارسی هستند.
bye
noun
interjection
adposition
دستور زبان
(sports) The position of a person or team in a tournament or competition who draws no opponent in a particular round so advances to the next round unopposed, or is awarded points for a win in a league table; also the phantom opponent of such a person or team. [..]
-
خدا حافظ
nounSo good bye to thee and wrong not Captain Ahab, because he happens to have a wicked name.
دیگر، خدا حافظ اما به این علت که ناخدا اهب اسم بدی دارد در حق او خطا مکن.
-
فرعی
noun -
بدرود
nounAfter dinner Gavrila had said good bye to his family and ridden off.
پس از شام گاوریلا خانوادهاش را بدرود گفته بود.
-
ترجمه های کمتر
- میبینمت
- تصادفی
- اتفاقی
- (در مسابقاتی که شمار شرکت کنندگان تاق است) معاف از شرکت در دور اول
- به امید دیدار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bye " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bye" با ترجمه به فارسی
-
بدرود · خدا حافظ · فرعی
-
(بچگانه) وقت بستر رفتن · هنگام لالا
-
(زبان کودکانه) خداحافظ · بای بای · بدرود · به امید دیدار · خدا حافظ · خداحافظ · فرعی · میبینمت
-
(انگلیس - بازی کریکت) امتیازی که در اثر خوردن گوی به چوگان دار به دست می آید
-
بدرود · خدا حافظ · فرعی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن