ترجمه "bypass" به فارسی
گذرگاه, کنارگذر, انحراف بهترین ترجمه های "bypass" به فارسی هستند.
bypass
verb
noun
دستور زبان
a road that passes around something, such as a residential area [..]
-
گذرگاه
nounThe bypass is half-paved, and they're starting cars on the finished part tomorrow.
و فردا روی قسمت آماده شده ی گذرگاه اجازه ی رفت و آمد ماشین ها رو میدن
-
کنارگذر
-
انحراف
noun
-
ترجمه های کمتر
- (برق) رجوع شود به shunt
- (جراحی) بازکردن مجرای جدید (برای خون وغیره - به ویژه اگر شاهرگی گرفته باشد - نام کامل آن : bypass operation)
- (راهی که به جای عبور از شهر و ترافیک سنگین آن را دور می زند) راه کمربندی
- (مانعی را) دور زدن
- (چراغ خوراک پزی و آبگرمکن و غیره) لوله ی فرعی (که آبگونه یا گاز را مثلا به پیلوت می رساند)
- از راه کمربندی رفتن
- از پس راهه رفتن
- ازمیان بر رفتن
- دارای راه فرعی یا کمربندی کردن
- راه فرعی
- راه میان بر
- سلسله مراتب را طی نکردن
- نادیده انگاشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bypass " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bypass
-
گذرگاه فرعی
-
گذشتن، نادیده گرفتن
عباراتی شبیه به "bypass" با ترجمه به فارسی
-
جراحی کنارگذر شریان کرنری
-
بایپس قلبی ریوی
-
(رادیو) کاپاسیتور (خازن یا اندوزه) که برق متناوب را با مقاومت کم رد می کند ولی برق مستقیم را رد نمی کند
-
اسم و صفت در حال انجام · پهلوگذاری · گذراندن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن