ترجمه "cabal" به فارسی
دسیسه, توطئه, روایت بهترین ترجمه های "cabal" به فارسی هستند.
cabal
verb
noun
دستور زبان
A usually secret exclusive organization of individuals gathered for a nefarious purpose. [..]
-
دسیسه
Orwellian dystopias and shadowy cabals
پادآرمان شهرهای اورولی و دسیسه چینهای سایه مانند
-
توطئه
They know I'm a part of the cabal.
اونا میدونن من قسمتی از توطئه هستم.
-
روایت
noun
-
ترجمه های کمتر
- حزب
- فرقه
- اطاق کوچک
- توطئه کردن
- دسته ی کوچک و سری و سیاسی
- دسیسه و توطئه
- دسیسه چینی کردن
- ساخت و پاخت
- ساخت و پاخت کردن
- هم پیمان شدن
- گروهک توطئه گرای
- گروهی که محرمانه و به منظور تبانی گردهم می آیند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cabal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cabal" با ترجمه به فارسی
-
آیین نهان گرایی برخی یهودیان قرون وسطی · مکتب حروفیون · نهان گرایی · هر پنداره ی سری و رمزی
-
بابزیا کابالی
-
بابزیا کابالی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن