ترجمه "cabin" به فارسی
کلبه, کابین, آلونک بهترین ترجمه های "cabin" به فارسی هستند.
cabin
verb
noun
دستور زبان
(US) A small dwelling characteristic of the frontier, especially when built from logs with simple tools and not constructed by professional builders, but by those who meant to live in it. [..]
-
کلبه
nounYou're here because you can see the cabin, and that makes you special.
تو اينجايي چون مي توني کلبه رو ببيني و اين منحصر به فردت مي کنه.
-
کابین
nounWhen the walls were framed in for the cabin, I made a visit.
وقتی دیوار های کابین ساخته شدند، من سری به آنجا زدم.
-
آلونک
I got the things all up to the cabin, and then it was about dark.
باروبندیل را بردم تو آلونک و هوا کمکم تاریک شده بود.
-
ترجمه های کمتر
- اتاقک
- کومه
- (خانه ی کوچک و یک طبقه که معمولا از چوب ساخته می شود) آلانک
- (هواپیما) هریک از اتاقک های مجزای هواپیما
- (کشتی) اتاق
- اطاق کوچک
- جایگاه یا سالن مسافران
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cabin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cabin"
عباراتی شبیه به "cabin" با ترجمه به فارسی
-
دریچه
-
رزمناو · قایق تفریحی · کشتی کوچک موتوری (دارای محل سرپوشیده برای خواب و غیره) ناو اتاقک دار
-
ملالت و تشویش (و غیره) که در اثر زیستن در اتاق کوچک و کم نور و یا در جای دور افتاده (به ویژه در زمستان) حاصل می شود
-
(کشتی مسافربر) درجه ی دو
-
(هواپیمایی و فضانوردی و غیره - اتاقک یا کابین دارای فشار هوای تنظیم شده) کابین خوش فشار
-
(در کشتی) مستخدم · پادو
-
کلبه کندهای
-
Cabin pressurization
اضافه کردن مثال
اضافه کردن