ترجمه "cache" به فارسی

حافظه پنهان, گنج, مخزن بهترین ترجمه های "cache" به فارسی هستند.

cache verb noun دستور زبان

A store of things that may be required in the future, which can be retrieved rapidly, protected or hidden in some way. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حافظه پنهان

    computing component that transparently stores data so that future requests for that data can be served faster [..]

  • گنج

    noun

    He said I have till sunrise tomorrow to return the cache.

    بهم گفت تا طلوع آفتابِ فردا وقت دارم تا گنج رو برگردونم.

  • مخزن

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • آبشتگاه
    • نهفتگاه
    • آبشتن
    • پسله
    • پنهانگاه
    • خلوتگاه
    • انباشتن
    • اندوخته
    • انداختن
    • (جایی که شکارچیان و غیره در آنجا خوراک و ملزومات خود را پنهان می کنند) نهانگاه
    • (کامپیوتر) حافظه ی نهانگاهی
    • انبار کردن
    • جای امن و امان (برای پنهان شدن یا پنهان کردن)
    • در آبشتگاه نهفتن
    • در نهفتگاه ذخیره کردن
    • پنهان کردن
    • چیز پنهان شده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cache " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Cache
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کش. برخی از موتورهای جستجو نسخهای از محتوای صفحات را روی سرور خود نگه میدارند. این نسخه مربوط به آخرین باری است که موتور جستجو به صفحات سر زده است.

عباراتی شبیه به "cache" با ترجمه به فارسی

  • ماضی پنهان · نهان شده
  • ذخیره در حافظه پنهان · نهان شدن
  • صفحه نقد شده
  • حالت تبادل نهانگاهی
  • (فرانسه) شرمگاه پوش (پارچه ی کوچک یا نواری که رقاصان برهنه برای ستر عورت به کار می برند)
  • حافظه پنهان سند Office
  • حافظه پنهان فرم ها
اضافه کردن

ترجمه های "cache" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه